خرید بک لینک

احساس

من گلی خشکیده در بشکسته گلدانم هنوز

غزل شماره 9 (احساس)

از ازل بیمارم و دنبال درمانم هنوز

در پس یک شیشه ی بشکسته دور از آفتاب

شاخه ای بشکسته در بشکسته گلدانم هنوز

گر چه دلتنگ بهار و بلبل سر گشته ام

در پی سرمای جانسوز زمستانم هنوز

رقص گل در زیر باران دلنوازی میکند

من ولی در حسرت یک قطره بارانم هنوز

از همان روزی که با غم عهد و پیمان بسته ام

تا که هستم بر سر آن عهد و پیمانم هنوز

زنده بودن را فقط احساس ثابت میکند

زندگی را دشمن احساس میدانم هنوز

زندگی یعنی دبستانی که از غم ساختند

من همان شاگرد پیر آن دبستانم هنوز

مانده ام با این همه گوش گران و چشم کور

با که گویم بی سبب در کنج زندانم هنوز

جلیل چرخی(پائیز)

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی