خرید بک لینک

سر پر ماجرا

جانا کجا رفتی کجا ؟ ٬ با دل چه ها کردی چه ها ؟

غزل شماره 11 (سر پر ماجرا)

آوخ دل دیوانه ر ا ٬ با غم شکستی بی وفا

صد مرحبا صد آفرین ٬ بر مهر تو ای نازنین

وقتی که افتادم زمین ٬ دست مرا کردی رها

گوئی نمیخواهی دگر ٬ تا با تو باشم همسفر

آنکس که افتاد از نظر ٬ دارد سر پر ماجرا

دل چون زغم آمد به جان٬از کف برون شد ناگهان

کاری به جزء آه و فغان ٬ ناید کنون از دست ما

از هر چه خواهی کن حذر٬چیزی که میخواهی ببر

اما کمی آهسته تر ٬ تا نشکنی بشکسته را

من شیشه ی بشکسته ام ٬کز زندگانی خسته ام

با غصه عهدی بسته ام ٬ کز او نخواهم شد جدا

افتاده زیر پای تو ٬ جان میدهد شیدای تو

بازنده در سودای تو ٬ دیگر نمی خواهد ترا

وقتی که در دنیا کسی ٬ جان میدهد از بی کسی

خواهی به فریادش رسی٬ بر او طلب مرگ از خدا

جلیل چرخی(پائیز)

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی