غزل شماره 10 روز و شب - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
روز و شبدر دلم عشق تو غوغا میکند هر روز و شب آنچه را گم کرده پیدا میکند هر روز و شبزین همه اندوه و ماتم دل نمیمیرد اگر !با غم هجران مدارا میکند هر روز و شباشگ چشمم میبرد دل را به سمت خاطراتقطره گوئی کار دریا میکند هر روز و شبسر دل را با کسی هرگز نمیگویم ولیگریه اسرارم هویدا میکند هر روز و شبدر عجب ه...
غزل شماره 11 سر پر ماجرا - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
سر پر ماجراجانا کجا رفتی کجا ؟ ٬ با دل چه ها کردی چه ها ؟ آوخ دل دیوانه ر ا ٬ با غم شکستی بی وفاصد مرحبا صد آفرین ٬ بر مهر تو ای نازنینوقتی که افتادم زمین ٬ دست مرا کردی رهاگوئی نمیخواهی دگر ٬ تا با تو باشم همسفرآنکس که افتاد از نظر ٬ دارد سر پر ماجرادل چون زغم آمد به جان٬از کف برون شد ناگهانکاری به...
غزل شماره 7 دوست - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
دوستجان به فدای خم ابروی دوست بود و نبودم همه از بود اوستعشق که در نقطه ی پرگار اوستکمتر از آنم که کنم وصف دوستآنکه به یک مو همه را نقش بستروز و شب از طره ی او گفتگوستقطره ی اشگی که ز چشمش چکیدمستی عالم همه از آن سبوستچون که مرا نیست ز خود آبروچشم تر دوست مرا آبروستچهره چو در جام نهان کرده ویبوسه از...
غزل شماره 9 احساس - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
احساسمن گلی خشکیده در بشکسته گلدانم هنوز از ازل بیمارم و دنبال درمانم هنوزدر پس یک شیشه ی بشکسته دور از آفتابشاخه ای بشکسته در بشکسته گلدانم هنوزگر چه دلتنگ بهار و بلبل سر گشته ام در پی سرمای جانسوز زمستانم هنوزرقص گل در زیر باران دلنوازی میکندمن ولی در حسرت یک قطره بارانم هنوزاز همان روزی که با غم ...
غزل شماره 8 عقده های کهنه - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
عقده های کهنهاز تو دلگیرم نمیدانم که میدانی هنوز؟ یا که از شرمندگی از دیده پنهانی هنوز؟هر چه آمد بر سرم از مهربانیهای توستچون که از مهر و وفا چیزی نمیدانی هنوزخون دل در چشم غمناکم تماشا کردنیستتا چه دیدی در تماشاخانه گریانی هنوز؟خوب میدانم که میدانی نمی بخشم ترااشگ اگر آورده باشی یا که نالانی هنوزدس...
غزل شماره 6 دل - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
دلای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلاممرهمی نیست کزآن درد تو آرام شودای به زخم همگان مرهم و تریاک سلامبی سب نیست که دل نام نهادند تراهر چه فهم است توئی خانه ادراک سلامهستی عالم امکان همه از خاک و گلندهمه ی عالم هستی زتو ای خاک سلامخانه ای در قفس سینه ترا ساخته اندبنگر ...
مثنوی شماره 1 بابا - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
بابازنگ انشاء شد عزیزان دفتر خود وا کنید ساعتی را با معلم صحبت از بابا کنیدصحبت خود را معلم با خدا آغاز کردکهنه زخمی از میان زخمها سر باز کردساعتی رفت و تمام بچه ها انشا ء بدستهر کسی پیش آمد ودفتر نشان داد و نشستناگهان چشم معلم بر سعید افتا د و گفتگوش ما باید صدای دلنوازت را شنفتدفتر خود را نیاوردی ...
مثنوی شماره 2 برده دار - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 6:10
برده دارکودکی شش ساله از مادر سوالی میکند غصه ها در سینه دارد ، عقده خالی میکندمادر ای آرام جان ، آرامش جانم کجاست؟روشنائی بخش دل ، شمع فروزانم کجاست؟صبح زود از خانه بیرون رفتنش از بَهر چیست؟یا همین امشب، چرا بابای من در خانه نیست؟پینه های دست بابا را تماشا کرده ای؟مرهمی بر زخم احساسش، مهیّا کرده ای...
آدرس کانال تلگرام - تاریخ: 1399/9/5 ساعت: 0:11
لینک کانال اشعار غمگین @Jalilcharkhi https://t.me/salampaiz
مثنوی شماره 2(برده دار) - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:32
برده دار کودکی شش ساله از مادر سوالی میکند غصه ها در سینه دارد ، عقده خالی میکند مادر ای آرام جان ، آرامش جانم کجاست؟ روشنائی بخش دل ، شمع فروزانم کجاست؟ صبح زود از خانه بیرون رفتنش از بَهر چیست؟ یا همین امشب، چرا بابای من در خانه نیست؟ پینه های دست بابا را تماشا کرده ای؟ مرهمی بر زخم احساسش، مهیّا ...
مثنوی شماره 2 (رفتگر) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:23
رفتگر زنگ انشا بود و هر کس از کسی چیزی نوشت این یکی از دل نوشت و آن یکی از سرنوشت در دبستان ادب وقتی هنر پا میگرفت کودک نو پای دل از دست بابا میگرفت صحبت از بابا شد و از مهربانیهای او آنکه با آب جبین عمریست میگیرد وضو کودکی از پیشه ی بابای خود شعری سرود آفرین بر این هنرمند و بر آن بابا درود دفتر فهم...
غزل شماره 10 (روز و شب) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:23
روز و شب در دلم عشق تو غوغا میکند هر روز و شب آنچه را گم کرده پیدا میکند هر روز و شب زین همه اندوه و ماتم دل نمیمیرد اگر ! با غم هجران مدارا میکند هر روز و شب اشگ چشمم میبرد دل را به سمت خاطرات قطره گوئی کار دریا میکند هر روز و شب سر دل را با کسی هرگز نمیگویم ولی گریه اسرارم هویدا میکند هر روز و شب ...
غزل شماره 11 (سر پر ماجرا) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:23
سر پر ماجرا جانا کجا رفتی کجا ؟ ٬ با دل چه ها کردی چه ها ؟ آوخ دل دیوانه ر ا ٬ با غم شکستی بی وفا صد مرحبا صد آفرین ٬ بر مهر تو ای نازنین وقتی که افتادم زمین ٬ دست مرا کردی رها گوئی نمیخواهی دگر ٬ تا با تو باشم همسفر آنکس که افتاد از نظر ٬ دارد سر پر ماجرا دل چون زغم آمد به جان٬از کف برون شد ناگهان ...
غزل شماره 7 (دوست) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:23
دوست جان به فدای خم ابروی دوست بود و نبودم همه از بود اوست عشق که در نقطه ی پرگار اوست کمتر از آنم که کنم وصف دوست آنکه به یک مو همه را نقش بست روز و شب از طره ی او گفتگوست قطره ی اشگی که ز چشمش چکید مستی عالم همه از آن سبوست چون که مرا نیست ز خود آبرو چشم تر دوست مرا آبروست چهره چو در جام نهان کرده...
غزل شماره 8 (عقده های کهنه) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:22
عقده های کهنه از تو دلگیرم نمیدانم که میدانی هنوز؟ یا که از شرمندگی از دیده پنهانی هنوز؟ هر چه آمد بر سرم از مهربانیهای توست چون که از مهر و وفا چیزی نمیدانی هنوز خون دل در چشم غمناکم تماشا کردنیست تا چه دیدی در تماشاخانه گریانی هنوز؟ خوب میدانم که میدانی نمی بخشم ترا اشگ اگر آورده باشی یا که نالانی...
غزل شماره 6 (دل) - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:22
دل ای دل غمزده در سینه ی غمناک سلام کعبه ی عشق توئی پاک تر از پاک سلام مرهمی نیست کزآن درد تو آرام شود ای به زخم همگان مرهم و تریاک سلام بی سب نیست که دل نام نهادند ترا هر چه فهم است توئی خانه ادراک سلام هستی عالم امکان همه از خاک و گلند همه ی عالم هستی زتو ای خاک سلام خانه ای در قفس سینه ترا ساخته ...
فایل صوتی برده دار - تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 15:22
نام اثر : برده دار سروده ای از : جلیل چرخی(پاییز) با دکلمه ای از : شاعر دانلود

برچسب‌های مرتبط

غزل شماره 10 حافظ | غزل شماره 106 حافظ | غزل شماره 108 حافظ | غزل شماره 104 حافظ | غزل شماره 100 حافظ | غزل شماره 103 حافظ | غزل شماره 101 حافظ | غزل شماره 105 حافظ | غزل شماره 10 | غزل شماره 101