خرید بک لینک

دوست

جان به فدای خم ابروی دوست

غزل شماره 7 (دوست)

بود و نبودم همه از بود اوست

عشق که در نقطه ی پرگار اوست

کمتر از آنم که کنم وصف دوست

آنکه به یک مو همه را نقش بست

روز و شب از طره ی او گفتگوست

قطره ی اشگی که ز چشمش چکید

مستی عالم همه از آن سبوست

چون که مرا نیست ز خود آبرو

چشم تر دوست مرا آبروست

چهره چو در جام نهان کرده وی

بوسه از آن می به لبم آرزوست

در عجبم او به تماشای کیست ؟

آینه را آینه در جستجوست

جلیل چرخی(پائیز)

برچسب: نویسنده: نگار افشاری تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی